January 31، 2012

4 تا
    اگه بفهمی تمام این مدت من یه کون بوده‌م چی؟ بفهمی این آدمی که تمام مدت جلوت را می‌رفته تو این لباسا یه کون بوده چی؟ بازم شب می‌تونی تنها تو اتاق چراغ‌خاموش بخوابی؟
3 تا
    من هیچ‌وقت نمی‌رم نیویورک.

January 16، 2012

2 تا
    منم بردن «جدایی نادر از سیمین» خیلی خوشحالم کرد. شادی کردم، رو فیسبوک هرچی عکس و نوشته در موردش بود لایک کردم، بغضمم کردم، افتخارمم کردم. میون این همه شادی‌ یک غم عجیبی روی دلم هم بود. فکر کردم برای یک -به فرض- آمریکایی، بردن همچین جایزه‌ای -نه لزومن گلدن‌گلوب- فقط یک «خبر» فرهنگی-هنریه. حالا فوقش طرفداراش خیلی حال کنن و خوشحالی کنن. شاید خیلی‌هام اصلن نفهمند. امّا همچین چیزی برای ایران یک خبر نیست؛ یک افتخاره، یک رویداد ملیه. وسط لایک‌کردن اون همه شادی و غرور تو فیسبوک هی تلخِ تلخ به خودم می‌گفتم چرا اینجوری شد، مگه ما چه کرده بودیم که این به سرمون اومد.
   هموطنان عزیز، امیدوارم به شادی‌های شما نریده باشم. ممنون از وقتی که به من دادید.
   -یک هموطن مفتخر-

January 11، 2012

1 تا
    یه روزی این کشور آزاد می‌شه، بعد من یه روزی مثل امروز به جای اینجوری یه گوشه بغ‌کردن می‌رم یوتوب، یکی‌یکی همه کلیپ‌های داریوش‌ رو نگاه می‌کنم لایک می‌زنم، به هرکی‌ام اون زیر کامنت به‌به چه‌چه گذاشته بود پرچم‌بالا می‌دم.
0 تا
    سه کیلو لاغر شده‌م به سختی؛ ولی میزان بالارفتن سطح رضایت‌ از زندگی‌م؟ تهش دویست گرم.
0 تا
    اومدم پیشاپیش موضعمو اعلام کنم: ریدم به موفقیت‌های درسی‌تون کس‌مغزها.

January 05، 2012

5 تا
    چند روزه دارم فکر می‌کنم آیا کسانی وجود دارند که آمریکایی باشن مهاجرت کنن به انگلیس یا مثلن فرانسوی باشن مهاجرت کنن به آمریکا؟ و اگر وجود دارند چرا همچین کاری می‌کنند؟

January 03، 2012

0 تا
     هیچ دلبستگی قابل عرضی به این دنیا ندارم. امروز وقتی به نبودن فکر می‌کردم به این نتیجه رسیدم. خیلی عجیبه؛ ولی نه غذاخوردن، نه اون معشوق قدیمی، نه حتا ادبیات.